پایگاه بسیج شهید مجتبی صالحی خوانساری


 
 
لوگو دوستان
 
 
امکانات جانبی
 

بسم رب الشهداء و الصدیقین
زنده نگه داشتن یاد شهدا ، کمتر از شهادت نیست.(مقام معظم رهبری)


شهید حجت الاسلام سید مجتبی صالحی خوانساری در سال 1323 متولد و در تاریخ 29/11/1362 به دست عوامل ضد انقلاب در جوانرود کردستان به شهادت رسید و در گلزار شهدای قم، در قطعه‌ چهارم ردیف 5 به خاک سپرده شد.

سرکار خانم زهرا صالحی. دختر شهید بزرگوار سید مجتبی صالحی میگوید: آخرین روزهای سال 62 بود که خبر شهادت پدرم به ما رسید.بعد از یک هفته عزاداری, مادرم با بستگانش برای برگزاری مراسم یاد بود به زادگاه پدرم , خوانسار رفتند.من هم بعد از هفت روز برای اولین بار به مدرسه رفتم.همان روز برنامه امتحانی ثلث دوم را به ما دادند و گفتند: والدین باید امضاء کنند.آن شب با خاطری غمگین و چشمانی اشک آلود و با این فکر که چه کسی باید کارنامه مرا امضاء کند به خواب رفتم.پدرم را در خواب دیدم که مثل همیشه خندان و پر نشاط بود. بعد از کمی صحبت به من گفت زهرا آن کارنامه را بیاور تا امضاء کنم. گفتم کدام کارنامه؟ گفت: همان کارنامه ای که امروز در مدرسه به تو دادند.کارنامه را آوردم اما هر خودکاری که بر می داشتم تا به پدرم بدهم قرمز بود. چون می دانستم پدرم با خودکار قرمز امضاء نمیکند.بالاخره یک خودکار آبی پیدا کردم و دادم پدرم و او شروع کرد به نوشتن.فردا صبح که برای رفتن به مدرسه آماده می شدم از خواب دیشب چیزی یادم نبود. اما وقتی داشتم وسایلم را مرتب می کردم.ناگهان چشمم به آن کارنامه افتاد.باورم نمی شد. اما حقیقت داشت.در ستون ملاحظات کارنامه دست خط پدرم بود که با رنگ قرمز نوشته بود((این جانب نظارت دارم سید مجتبی صالحی)) و امضاء کرده بود. ناگهان خواب شب گذشته به یادم آمد.

این دست خط را به آیت الله خزعلی می دهند تا برای تعیین صحت و سقم آن پیش علمای دیگر ببرد.

آیت الله خزعلی از خانواده شهید صالحی می خواهد تا پیش کسی موضوع را مطرح نکنند علمای آن زمان صحت ماجرا را تایید می کنند و برنامه به رویت حضرت امام(ره) نیز می رسد. اداره آگاهی تهران نیز پس از بررسی اعلام می کند امضا مربوط به خود شهید مجتبی صالحی است اما جوهر خودکاری که امضا را زده شبیه هیچ خودکار یا خودنویسی نمی باشد.ولی خانم صالحی معتقد است که خصلت مردمی بودن پدر، این موضوع را خیلی سریع بین مردم پخش کرد و امروز مردم با رفتن به موزه شهدا و دیدن آن نامه، شهید را می شناسند و به یکدیگر معرفی می کنند.
این موضوع توسط کارشناسان با امضاء قبل از شهادت شهید مورد بررسی قرار گرفت و صحت آن تأیید شده است.اکنون نسخه آن در موزه شهداء ,تهران - خیابان طالقانی در معرض دید بازدیدکنندگان قرار دارد.



طبقه بندی:  
نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٢/۱  توسط علیرضا خوشنویس 



سلام,در سالروز آزادسازی خرمشهر وظیفه خودم میدانم که یک لاگ بنویسم.اما فکر کردم مطلب در مورد اینچنین روزی زیاد از رسانه ها میشنویم ولی کمتر کسی به این پرداخته که اون لحظات بر عراقی ها چه میگذشته.همین دلیل باعث شد که در این لاگ به خاطرات افسران عراقی موقع حمله نیروهای اسلام,اشاره کنم بلکه قطره ای از شجاعت های رزمندگان اسلام را به قلم خود بیاورم.

امام خمینی:

خرمشهر را خدا آزاد کرد

"شنوندگان عزیز توجه فرمایید! خونین شهر شهر خون آزاد شد"

بعد از گذشت حدود 32 سال هنوز وقتی این صدا را میشنویم,باعث غرور و افتخار ما میشود.این خاطرات هیچوقت کهنه نمیشود و همیشه برای ملت ایران تازگی دارد.

قبل از هر چیز میخواهم اشاره ای به شرایط خرمشهر از لحاظ استحکامات و نفوذ ناپذیری آن بنویسم.


عملیات آزادسازی خرمشهر بنام عملیات بیت المقدس نام گذاری شد که به نظر من پیروزی در این عملیات و آزادسازی خرمشهر یک نقطه عطفی در آن زمان ایجاد کرد که تا پایان جنگ پیامدهایش خودش را نشان میداد.بطور مثال که به نظر من از همه مهمتر است این بود که هم ارتش عراق و هم کشورهای غربی و آمریکا یک سیلی محکم از ایران خورد که فکر نکنید دو روزه به تهران خواهید رسید.
صدام با اطمینان می‌گفت :من این قول را به شما می‌دهم که اگر جمهوری اسلامی خرمشهر را پس گرفت من حاضرم کلید بصره را به آن‌ها بدهم.از لحاظ استراتژیک خرمشهر نمادی از مهمترین دستاورد و برگ برنده ژئوپولتیک و سیاسی رژیم بعث عراق بود.از همین رو ارتش بعثی، خرمشهر را تبدیل به دژی نفوذ ناپذیر کرده بود.

شهید معینیان مسول وقت اطلاعات قرارگاه نصر در رابطه با اقدامات عراق جهت پدافند خرمشهر می‌گفت: عراق برای پدافند خرمشهر، یک طرح شبیه طرحی که اسرائیل برای کانال سوئز داده بود، ایجاد کرد، بدین شکل که مقابل خرمشهر را از طرف رودخانه، کاملا از لحاظ پدافندی تقویت کرد تا از عبور رزمندگان اسلام از آن رود به داخل خرمشهر، ممانعت به عمل آورد.از سوی دیگر داخل شهر استحکامات ویژه‌ای در کنار مین گذاری تدارک دیده شد حتی عراق برای جلوگیری از هلی برد نیز تلاشهای مهندسی فراوانی را انجام داده بود که از این جمله می‌توان به کارگذاشتن تیر‌های بتنی‌ـ می‌لگرد وحتی کار گذاشتن خودروهای مردم به صورت عمودی اشاره کرد تا اصولا هیچ چرخ‌بالی امکان نشستن نیابد.

لطفا برای خواندن مطالب شنیدنی این افسران بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید.



طبقه بندی:  
نوشته شده در ۱۳٩۳/۳/۳  توسط علیرضا خوشنویس 



سلام,در این لاگ میخواهم به 5 نقشه بسیار مهم و با حجم گسترده ,اشاره کنم که آمریکایی ها در پی تحقق رویای دهکده جهانی اقدام به کشیدن این نقشه ها کردند.ولی هر پنج نقشه  توأم با شکست بود و در عین الحال آنچنان در اجرای این نقشه ها خود را گرفتار کرد که از درون,خودش خودش را در حال متلاشی و نابود کردن است.

Global Village یا دهکدهٔ جهانی اصطلاحی است که مارشال مک لوهان در توصیف آیندهٔ جهان، تحت تأثیر وسایل ارتباط جمعی به کار برد.این واژه از حدود دهه 1960 مطرح شد و از اواسط دهه 80 شیوع گسترده‏ اى یافت.از طرف دیگه دو ابر قدرت بزرگ دنیا (آمریکا و شوروی) احساس میکردند که به اصطلاح آقا بالا سر کشورهای دیگه هستند.اما فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى این موقعیت را براى آمریکا ایجاد کرد که خود را به عنوان برادر بزرگتر معرفى کند که در حقیقت مسؤولیت اداره خانواده جهانى را بر عهده دارد. در مسأله نظام تک‏ قطبی که به دنبال سیاست نظم نوین جهانى مطرح شد، آمریکا در رأس این نظام قرار گرفت و بقیه دولت‏ها با توجه به قدرت‏ شان، جایگاه خاصى یافتند .براساس نظریه دو تن از اندیشمندان آمریکا به نام گیدنز و رابرتسون  دنیا به دلیل سرعت ارتباطات به صورت یک دهکده کوچک جهانى در آمده است.این دهکده یک کدخدا دارد که آمریکا است. یک فرهنگ دارد که فرهنگ غربى است یک اقتصاد دارد که اقتصاد آزاد و لیبرال است و یک سیاست دارد که سیاست دموکراسى و لیبرالیزم غربى است. فرهنگ‏ها و خرده فرهنگ‏ها و خرده اقتصادهاى دیگر در حاشیه قرار مى‏گیرند و اهمیت زیادی ندارند و باید از فرهنگ و سیاست و اقتصاد و.... قالب,تبعیت کنند.

اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی,آمریکا متوجه شد در خاورمیانه که از اهمیت زیادی برای آمریکا برخوردار است ,ایران مانع بزرگی برای آنها است.در اصل ایران به همه دنیا نشان داد که میشه جلوی ابر قدرت هایی مثل آمریکا ایستاد.همین موضوع باعث شد که در بعضی از کشورهای خاورمیانه کمی متحول بشود و آمریکا از ترس اینکه در کشورهای دیگه انقلاب بشود,تصمیم به حضور در منطقه گرفت.سپس سناریوی یازدهم سپتامبر را اجرا کرد که دلیلی برای حضورش داشته باشد.

بعد از حادثه یازده سپتامبر 2001، سیاست خارجی آمریکا وارد مرحله تهاجمی جدیدی شد و خاورمیانه به اصلی‌ترین حوزه فعالیت‌ها و اقدامات این کشور تبدیل شد

بقیه را با کلیک "ادامه مطلب" بخوانید.



طبقه بندی:  
نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/۳۱  توسط علیرضا خوشنویس 



سلام,همانطور که میدانید آمریکا و انگلیس جنایات و خیانت های زیادی در حق ملت ایران کرده اند که همگی طبق اسناد و مدارک, مستند و قابل اثبات است.اما در این لاگ میخوام به یکی دیگر از جنایات آمریکا بپردازم که خیلی کم در رسانه ها به آن پرداخته شده است.این جنایت آمریکا آنقدر مهم بوده که پس از افشا شدن آن چندین شبکه تلویزیونی و چندین روزنامه آمریکایی ,برنامه ها و مطالبی را در موردش تهیه کردن ولی متأسفانه در رسانه های داخلی خیلی خیلی کم به آن اشاره شده است.

طبق اسناد منتشر شده از اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) که طبقه‌بندی اولیه آن فوق سری بوده است در روزهای پایانی جنگ تحمیلی آمریکا از طریق ماهواره ها و هواپیماهای آواکس خود متوجه میشود که ایران در تدارک یک حمله گسترده به عراق است.اما مهم این است که ایران از منطقه ای میخواهد حمله کند که یک نقطه ضعف حیاتی برای عراق محسوب میشود.بلافاصله تحلیلگران نظامی آمریکا از طریق نقشه های ماهواره ای متوجه میشوند که آرایش جنگی ایران به شکلی است که شکست صدام در جنگ حتمی خواهد بود و بطور کلی ماشین نظامی عراق از کار می افتد. مقامات اطلاعاتی آمریکا در حالی محل نفوذ نیروهای ایرانی را به اطلاع عراقی‌ها رساندند که به خوبی می‌دانستند «صدام حسین» با تسلیحات شیمیایی از جمله عامل اعصاب «سارین» به آن‌ها حمله می‌کند.

تصاویر و نقشه مسیر پیشروی نیروهای ایرانی، محل استقرار تاسیسات پشتیبانی و لجستیکی و جزئیاتی در مورد سامانه‌های پدافندی ایران، از جمله اطلاعاتی بود که آمریکا به عراق منتقل کرد. عراقی‌ها پیش از آن هم در اوایل سال 1998 با کمک تصاویر و نقشه‌های ماهواره‌ای و دیگر اطلاعاتی که از آمریکا دریافت کرده بودند، چهار حمله شیمیایی گسترده دیگر نیز با گاز «خردل» و «سارین» انجام داده بودند.این حملات همچنین از جمله حملات شیمیایی بود که دولت ریگان از آن اطلاع‌ داشت و از افشای آن خودداری می‌کرد.

اسناد افشا شده سیا و اظهارات افرادی مثل فرانکونا نشان می‌دهد که آمریکا مستندات قاطعی از حملات شیمیایی عراق از اوایل سال 1983 در اختیار داشته است. در آن زمان ایران در مجامع عمومی می‌گفت عراق از تسلیحات غیرقانونی استفاده کرده و شکایتی را نیز برای ارائه به سازمان ملل آماده می‌کرد. اما این پرونده شواهد کافی علیه عراق نداشت. این در حالی است که نهادهای اطلاعاتی آمریکا در گزارش‌های فوق‌محرمانه و یادداشت‌هایی که در اختیار مقامات ارشد اطلاعاتی قرار گرفته بود، چنین شواهدی را در اختیار داشتند. با این حال، سیا از ارائه آن‌ها و اظهارنظر در مورد این پرونده خودداری کرد.

نا گفته نماند که در طول جنگ تحمیلی طی  ناوچه "جوشن" که برای دفاع از اسکله و منابع نفتی ایران به منطقه رفته بود مورد تعرض و حمله ناوگان پنجم آمریکا قرار گرفته و چندین ایرانی را شهید کردن و ناوچه هم به اعماق دریا رفت.

این همان آمریکایی است که ادعای حقوق بشر را دارد.اگر به تاریخ نگاهی کنیم و با یک بررسی خیلی سطحی متوجه میشویم که در تاریخ بشر,آمریکا تنها کشوری است که از همه بیشتر جنگ داشته و همچنین آمریکا بزرگترین و بیشترین جنایات را در میان تمام کشورها داشته است.

آیا به این آمریکا میشه اعتماد کرد؟

 

لطفا برای سلامتی رهبر انقلاب صلوات بفرستید و یک فاتحه هم برای شهدای شیمیایی بخوانید



طبقه بندی:  
نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/٩  توسط علیرضا خوشنویس 



موضوع:

به نام خداوند متعال

سلام,در این لاگ میخواهم به عمل نکردن به یکی از مهمترین فرمان های امام که خودشان هم تأکید ویژه ای بر تداوم و گسترش و ارتقاء علمی و فرهنگی و اجتماعی و نظامی و صد البته در مورد به روز بودن(آپدیت بودن) بسیج مطالبی را اشاره کنم.چون میبینم بسیج از همان ابتدای پیروزی انقلاب تشکیل شده است و آنطور که امام انتظار داشت و آنطور که نظر مقام معظم رهبری است ,از لحاظ  [ کمی ]  پیشرفت ناچیزی داشته است.


منظور من این است که در زمانی که امام راحل فرمان تأسیس بسیج 20 میلیونی را صادر کردند,جمعیت ایران حدود 35 میلیون نفر بود.یعنی حدود 60% از مردم عضو بسیج باشند.اما حالا که جمعیت ایران به 75 میلیون رسیده,پس باید اعضاء بسیج حدود 45 میلیون باشد.در صورتیکه بیش 35 سال گذشته و تازه جمعیت بسیج به 20 میلیون رسیده(البته عدد 20 میلیون را طریق مسئولین شنیده ام و هنوز آمار را جایی یا کسی تأیید نکرده است).

حالا باید فکر کنیم ,چرا بعد از اینهمه سال و رشد دو برابری جمعیت هنوز به 20 میلیون بسیجی نرسیده ایم؟

به نظر من این مشکل میتواند چند دلیل داشته که در اینجا فقط به چندتا از مهمترین آنها اشاره میکنم:

1-کوتاهی در تبلیغ از کارها و عملکرد بسیج در سطح جامعه ,جهت شناخت مردم از بسیج

2-مخالفت بی دلیل بعضی از مسئولان که عمدی یا  سهوی بوده است

3-وجود بعضی از افراد که افکار و رفتار تندی داشتند.(البته این افراد در همان ابتدای شکلگیری بسیج بودند,تعدادی از آنها یواش یواش توسط مسئولین بسیج توجیح شدند و تعدادی هم به تحصیل روی آوردند و دکتر و مهندس یا استاد دانشگاه شدند.طبیعی است که یک دکتر یا مهندس تفکرات روشن تری نسبت به جامعه دارد)

4-اما به نظر من مهمترین دلیل این است که از همان ابتدای شکلگیری بسیج,از سوی رسانه های آمریکایی و اروپایی و اسرائیلی مورد تبلیغات بر ضد بسیج قرار گرفت.هر وقت بسیج در هر زمینه ای وارد عمل شد,مورد تهاجم رسانه ای و گفتاری دشمنان واقع شد.البته آمریکا و اسرائیل و غربی ها در زمینه دروغ پراکنی از طریق رسانه هایی که انحصارشان دست خودشان است,دور از ذهن نیست.

برای خواندن بقیه این لاگ روی گزینه "ادامه مطلب" کلیک کنید



طبقه بندی:  
نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/٥  توسط علیرضا خوشنویس 



سلام,در این لاگ میخوام در مورد نقشه شومی که آمریکا و غرب برای تمام کشورهای جهان کشیده اند را در موردش صحبت کنم.

از بعد از جنگ جهانی دوم,تمام کشورهای قدرتمند جهان دچار ضعف قتصادی و دنبالش ضعف سیاسی شدند.زیرا بسیاری از کشورها در اثر جنگ ویران شده بودند،اما آمریکا از این ویرانی ها مصون ماند و ساختارهای سیاسی و اقتصادی باثبات تری یافت.در اصل تمام کشورها در طول جنگ هزینه هنگفت پرداخت کرده بودند و حالا که جنگ تمام شده بود باید هزینه هنگفت ترمیم خرابی های ناشی از جنگ را می پرداختند.در این میان تنها کشوری که فقط قسمت کمی از هزینه های جنگی را پرداخت کرده بود و از آن مهمتر اینکه نیازی به بازسازی مناطق جنگی نداشت.این موضوع یک امتیاز مهم برای اقتصاد آمریکا بود و در کنارش خیلی از مردم پولدار اروپا همراه پول خود خرابه های اروپا را رها کرده و به آمریکای مستعد برای هر گونه سرمایه گذاری,مهاجرت کردند.

بقیه را در " ادامه مطلب " بخوانید.

 



طبقه بندی:  
نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/۳  توسط علیرضا خوشنویس 



به نام خداوند متعال

این مژده ی جانبخش ز سرمد آمد میلاد یگانه بنت احمد آمد

ای شیعه تو را دهم بشارت امشب یکدانه گل باغ محمد آمد

 

سلام,سالروز تولد دُردانه حضرت محمد(ص) ,یکی یکدانه دو عالم ,حضرت فاطمه زهرا (س) و سالروز تولد معمار انقلاب ,امام خمینی (ره) را به همه مسلمانان تبریک عرض میکنم.امیدوارم خود حضرت فاطمه زهرا (س) شفاعت ما را بکند.امیدوارم به حق مظلومیت و ایمان حضرت زهرا (س) روز به روز ارادت ما به فرزندش  غایب ش حضرت مهدی (ع.ج) و نایب بر حقش,مقام معظم رهبری,بیشتر و بیشتر بشود.همچنین امیدوارم به حق حقانیت فاطمه زهرا (س) دشمنان اسلام ,دشمنان شیعه,دشمنان ایران و ملت ایران,مخصوصا دشمنان ولی فقیه حضرت آیت الله خامنه ای را نابود شوند و حیله و مکر آنها را به خودشان برگردد.

در اینچنین روزی بود که حضرت محمد(ص) صاحب فرزندی دختر شد که نامش را فاطمه زهرا (س) گذاشتند.

پیامبر (ص) در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) فرموده اند :

او را همچون خود ندانید، فاطمه حوریه اى است در لباس انسان . من هر زمان مشتاق بهشت مى شوم او را مى بوسم . فاطمه زهراء (علیها السلام ) گل است.

امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید:

هنگامى که وجود مبارک فاطمه (علیها السلام ) به زمین رسید نورى از آن وجود نازنین ساطع گردید که پرتو آن به تمام خانه هاى مکه داخل شد، به حدى که همه مکه را روشن کرد. همزمان با آن در آسمان نیز نور روشنى پدیدار گشت که ملائکه و فرشتگان آسمان پیش از آن نورى به این زیبایى ندیده بودند.
به مبارکى تولد فاطمه (علیها السلام ) ده فرشته از فرشتگان زیبا روى پروردگار - در حالى که در دست هر کدام تشطى از ظروف بهشتى که پر بودند از آب کوثر قرار داشت - به حضور فاطمه (علیها السلام ) شرفیاب شدند واز آن آب به ایشان نوشانده و غسلش دادند.

امام باقر العلوم (علیه السلام ) روایت شده است  :
زمانى که فاطمه زهراء (علیها السلام ) پا به جهان نهاد خداى متعالى فرسته اى را امر فرمود تا این نام (فاطمه ) را بر زبان رسول مکرم جارى نماید، سپس خداوند خطاب به فاطمه (علیها السلام ) فرمود: من شیر را به وسیله علم در وجود تو قطع کردم و تو را از ناپاکى باز داشتم.

این را هم اضافه کنم که حضرت فاطمه زهرا (س)  اسامی و القاب و کنیه ی  بسیاری دارند مانند:

۱ـ سیّدة : بانو
۲ ـ انسیّةحوراء : انسان بهشتی
۳ ـ نوریّة : موجودی از حقیقت نوری
۴ ـ حانیّة : دلسوز فرزندان
۵ ـ عُذراء : دوشیزه
۶ ـ کریمة : بزرگوار
۷ ـ رحیمة : با محبت ومهربان
۸ ـ شهیدة : شهید شده
۹ ـ عفیفة : پاکدامن
10- قانعة : کم توقع

در اینجا فقط به تعداد کمی از این نام ها و القاب و کنیه ها اشاره کردم ولی میتوانید مابقی آنها همراه معانی شان را در سطح وب پیدا کنید.

اما از اخلاق و رفتار  و  شخصیت و دینداری و ..... حضرت فاطمه زهرا (س) در اینجا هر چقدر بنویسم باز هم است.حتی اگر روزها و شبها فقط در موردش بنویسم باز هم نمیتوانم بطور کامل حق مطلب را بیان کنم.

در این روز آسمانی حضرت امام خمینی (ره) هم بدنیا آمده.از آنجایی که خود را سرباز ولایت میدانم و  در خدمت این مردم و مملکت هستم,وظیفه خود میدانم که سالروز تولد ایشان را به امام زمان (ع.ج) و نایب بر حقش ,حضرت آیت الله خامنه ای و خانواده امام و ملت ایران تبریک بگویم.

لطفا برای سلامتی مقام معظم رهبری صلوات بفرستید

 



طبقه بندی:  
نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/۱  توسط علیرضا خوشنویس 



سلام,در این لاگ میخوام به تفاوت های میان فرقه وهابیت و مذهب اهل سنت اشاره کنم.زیرا در حال وبگردی هستیم در بعضی از سایت ها کاربرها این سؤال را مطرح میکنند که عقاید و اعمال و کتاب و.... اهل سنت چه تفاوتی با فرقه وهابیت دارد؟(بطور کلی از این قبیل سؤالات) البته هنوز خیلی از اشخاص هستند که فرق میان دو را نمیدانند.دلیل این موضوع هم میشه گفت بخاطر عدم اطلاع رسانی کافی یا اطلاعاتی که امکان دارد هر شخصی که در این بابت چیزی نداند,به اشتباه اندازد.

در ابتدا باید بگویم که تمام علمای اهل سنت اعلام کرده اند که وهابیون از ما نیستند و ما عقاید آنها را قبول نداریم.

وهابیون همیشه ادعا دارند مذهب جدیدی نیستند و خود را سنی می نامند.همچنان که در شبکه های وهابی,خود را سنی میدانند و اعلام میکنند. این در حالی است که تفاوت های بسیار بزرگی بین این فرقه نو ظهور با اهل سنت وجود دارد.همواره رهبران وهابی چون ابن تیمیه و ابن وهاب از سوی علمای سنی تکفیر شده اند.بطور مثال اهل سنت به امام حسین (ع) احترام میگذارند و اکثر اهل سنت از چهار مذهب ,مخصوصا حنفی ها وشافعی ها اکثرا اهل بیت را  دوست دارند.

از تفاوت های اساسی دیگری که میان فرقه وهابیت و مذهب اهل سنت وجود دارد,نکاتی را اشاره میکنم که همه از منابع معتبر است که در سایت ها و مقاله ها و .... مختلف خوانده یا شنیده ام:

1-وهابی ها، نذری دادن برای اهل قبور و اولیا را شرک می دانند. درحالی که اهل سنت می گویند اگر نذر برای بت نباشد لازم الوفا است.

2- وهابیان زیارت قبر انبیا و اولیا و سفر به قصد زیارت قبور آن بزرگواران را حرام و شرک می دانند، ولی مذاهب 4گانه بالاترین صواب را برای زیارت قبر نبی و مسافرت را برای آن قائل هستند

3- به نظر وهابی ها، عزاداری برای مرده حرام هست، ولی از نظر اهل سنت تا 3 روز مستحب وپس از آن مکروه هست

4- توسل، شفاعت، تبرک جستن به پیامبر، استغاثه و طلب حاجت  از پیامبران و اولیا و جشن گرفتن میلاد پیامبر اکرم(ص) و اولیا از نظر وهابیت جایز نیست، ولی اهل سنت همه این ها را جایز می دانند.

5- از نظر وهابی ها اگر کسی شهادتین را بر زبان بیاورد،ولی به آن عمل نکند ارزشی ندارد و چنین کسی کافر و مشرک هست و خون و مال او حلال است ولی در مقابل مسلمانان همگی معتقدند که هرکسی شهادتین را بر زبان جاری کند مال و خونش محفوظ و محترم هست

6-از نظر وهابی ها ساختن بنا بر روی قبور حرام است ولی در مقابل اهل سنت آنرا مکروه میدانند.

اگر بخواهم تفاوت را میان این دو بیان کنم باید ساعت ها بنویسم ولی در ادامه میخواهم نظر چند تن از علمای اهل سنت درباره وهابیون را اشاره کنم.

شیخ زین الدین بن رجب حنبلی از کسانی است که معتقد به کفر ابن تیمیه بود و با صدای بلند اعلان می‌نمود که هر کسی ابن تیمیه و پیروان او را تکفیر کند معذور می‌باشد.

شوکانی یکی دیگر از علما اهل سنت می‌گوید: محمد بخاری حنفی متوفای سال ۸۴۱ هـ از بدعت گذاری و کفر ابن تیمیه سخن گفته است تا جایی که در مجلس خود تصریح کرده که اگر کسی به ابن تیمیه «شیخ‌الاسلام» بگوید کافر است.

سبکی یکی دیگر از علما هم عصر ابن تیمیه می‌گوید: او در پوشش پیروی از کتاب و سنت در عقاید اسلامی بدعت گذاشت و ارکان اسلام را در هم شکست. او با اتفاق مسلمانان به مخالفت برخاست سخنی گفت که لازمه آن جسمانی بودن خدا و مرکب بودن ذات اوست.... و با این سخنان حتی از ۷۳ فرقه هم بیرون رفت.

ابن حجر هیثمی که از دانشمندان بزرگ اهل سنت است درباره ابن تیمیه می‌گوید: خدا او را خوار و گمراه و کور و کر کرده است و معاصرین وی از شافعی‌ها و مالکی‌ها و حنفی‌ها بر فساد افکار و اقوال او تصریح دارند و اعتراض او حتی عمر بن خطاب و علی بن ابی طالب ـ علیه‌السلام ـ را نیز در بر گرفته است.... سخنان ابن تیمیه فاقد ارزش بوده او بدعت گذار، گمراه و غیر معتدل است. خداوند با او به عدالت خود رفتار نماید و ما را از شر عقیده و اسم وی حفظ کند.

ابن حجر عسقلانی (م ۸۵۲) مؤلف فتح الباری در شرح صحیح بخاری و ابن هیثمی (م ۹۷۳) و ملا قاری حنفی ( م ۱۰۱۶) و ابن شاکر کتبی (ت ۷۶۴) و محمود کوثری مصری (م ۱۳۷۱) و یوسف بن اسماعیل بن یوسف (م ۱۲۶۵) حصنی دمشقی (م ۷۲۹) و غیره که از علما بزرگ اهل سنت هستند هر کدام ابن تیمیه و عقاید او را مردود شمرده و در این راستا کتاب‌هایی تألیف نموده‌اند.

اما از همه اینها مهمتر این است که همانطور که در تاریخ آمده است,  وهابیت متولد شده از طرف صهیونیست و استعمار است حتی هنوز هم این فرقه در جهت منافع استعمار و صهیونیست حرکت میکند و نوکری آنها را در تاریخ خود دارد,در صورتیکه اهل سنت مذهب ریشه داری از دین اسلام است.



طبقه بندی:  
نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/۳۱  توسط علیرضا خوشنویس 




درباره سایت
 
موضوعات
 
 
نویسندگان